قسمت سی ام جومونگ
ارسال شده در ۵م, فروردین ۱۳۸۸ توسط داریوش
به خاطر اهداف پدرم جنگ میکنم
تمرینات هم شبانه روز پیگیری میشه و موپالمو هم برمیگرده کارگاه
فردا صبح به محل مورد نظر میرسند و اول تمرینات چادر نشینها رو نگاه میکنند و از مهارتشون کف بر میکشند
سوسونو با بک سان به توافق میرسه و اون هم قبول میکنه که بهشون نیرو و اسب بده
جومونگ هم به رفیقهاش میگه نفرات ورزیده رو انتخاب کنید که قرار بریم یه حمله بسیار استراتژیک بزنیم
قسمت سی و یکم : گرفتار شدن کاروان تدارکات
دستهها: خلاصه های جومونگ















































































یه سوال :
ببخشید این فرمتی که باهاش کلیپو گذاشتید با چه نرم افزاری باز میشه؟
_____________________________________________________________________
این قسمت کلیپی نذاشتیم و اون لینک آخری فایل ورد که با آفیس باز میشه
متشکرم…
سلام. وقت بخیر!
من هی اومدم نظر ندم دیدم دیگه واقعاً نمیشه!
بالآخره شرمنده دیگه
از پست های با ارزشتون ممنون
قدرت تایپ خیلی خوبی دارین. بازم ممنون![URL=http://www.postsmile.com/][IMG]http://www.postsmile.com/img/emotions/193.gif[/IMG][/URL]