قسمت سی و یکم جومونگ

گرفتار شدن کاروان تدارکات

 

جومونگ و دارو دسته از بویو میزند بیرون به سمت دره مربوطه میرند

نارو هم میره هیون تو و نامه تسو رو میده به یانگ جو و نقشه جومونگ برای یانگ جو رو میشه

اونهم سریع کله گنده ها رو جمع و موضوعو مطرح میکنه و بعد از نتیجه گیری در مورد جای کمین جومونگ یانگ جو میگه سریع یه گروه چند نفری از  زره پوشها رو ببرن دره دم مار و سر راه جویای احوال جومونگ بشند

نارو دست پر اونجا اومده و یه نامه هم از طرف تسو برای سولان میاره که نوشته من هر چی زور زدم نشد جلوی جنگو بگیرم و خودم هم ته دلم راضی نیست شرکت کنم ولی تو حواست به احساسی که نسبت به تو دارم باشه.سولان هم به ناور میگه بهش بگو من میدونم توی دلش چی میگذره و درک میکنم

از سوتی این سریال کفشهای سولانه یه نیم نگاهی بندازین به کفشهاش

وسط راه جومونگ که احساس میکنه تسو اونها رو به یانگ جو فروخته نقشه رو طی یه اقدام غافلگیر کننده عوض میکنه و از یه مسیر دیگه میرن تا حسابی دشمن رو غافلگیر کنن

تسو هم میره سر تمرین سربازهای ارتش و برای خالی نبودن عریضه در مورد آرایش و چیدمان سربازها نظر میده و اونها رو تمرین میده گوموا هم میاد اونجا که وزیر بو میگه تسو برای جنگ معلوم میخواد کمک کنه چون اومده سربازها رو تمرین میده

و بعد با ژنرال هوک چی بلند میکنه میره پیش گوموا و میگه که بهترین آرایش برای حمله فروم شورونه (هشتی شکل فارسی) و ژنرال هوک چی هم از نوع تمرین دادن تسو تعریف میکنه که گوموا میگه خودم همه چیو دیدم و به تسو میگه تا جومونگ برگرده مسئولیت تمرین سربازها با توه

یونگ پو که چیزی از جنگ و مملکت بارش نیست میاید پیش تسو میگه اینکارها چیه اینطور ما هر چی زور برنیم جومونگ نفعشو میبره که تسو میگه اخه تو چی سرت میشه اینجا بحث کشور مطرحه نه جومونگ کی میخوای آدم شی

دوچی هم میاد قصر و  به یونگ پو میگه تو که توی این جنگ نفعی نبستی بیا کمکم کن تا وقتی جنگه و قیمتها میره بالا من از اون ور آب جنس وارد کنم دو تایی یه پولی به جیب بزنیم

 

نارو هم میاد پیش تسو گزارش کار رو میده تسو هم میگه بدبخت سولان که نمیدونه نیتم چیه

کاروان یون تابال برای حرکت آماده میشند که سوسونو میگه چون روند حرکتی کاروانشون کنده زودتر راه بیوفتن تا همزمان به ارتش برسن همون موقع خبر میرسه که تسو اومده

سوسونو هم میره بیرون که تسو میگه  اومدم ببینم وضع تدارکات چطوره و سر صحبت باهاشو باز میکنه و میگه بعد از جنگ که اختیارتمو پس گرفتم یه بابای از تو من در بیارم که تا بفهمی اینجا کجا بود و من کی بودم

سایونگ هم بهش میگه تو طرف بویو رو گرفت به شرطی که جومونگ موفق شه اما شرایط یه جور دیگه رقم خورد میدونی چه خاکی توی سرمون میشه یه نیم نگاهی هم به این بنده خدا داشته باش که سوسونو میگه اصلاً من به همچین چیزی فکر نمیکنم و لازم هم نمیبینم ، جومونگ موفق میشه سایونگ میگه سرونوشت گروه دست توه باید همه جوانب رو در نظر بگیری

 

جومونگ و نفراتش به میسر مورد نظرشون میرسن و شب کمین میگیرند که جومونگ بیشتر فکرش پیش جون دونگه و بهش میگه اوردمت با خودم تا ببینی چطوری روفت هانیها رو میاریم و یه کم عطش انتقامت کم شه پس حواست باشه زیاد جو گیری نشی کار بدی دستمون

گروه تدارکات هانیها هم میرسه که از شانس خوب جومونگ اینها سواره نظام هم با خودشون نیاوردن و اونهم طی یه عملیان ضربی راحت شکستشون میدن و همه چیو غنیمت میگیرن

 

البته جون دونگ هم با دیدن صحنه جو میگیردشو میاد جلو که نزدیکه سرشو به باد بده ولی جومونگ نجاتش میده

توی کارگاه هم موپالمو با ساختن شمشیرهای جدید دلش هوای جنگو و جبهه رو کرده و به موسونگ میگه میخوام برم جنگ موسونگ هم میگه ول کن بابا میری هم خودتو به کشتن میدی هم مارو که مودوک میاد اونجا میگه بیا ببین یوهوا باهات کار داره

یوهوا هم به موسونگ میگه برو شهر اون رماله که بین مردم بد گویی عالیجناب رو میکنه بگیرش و برام بیار موسونگ هم میره طرفو که در حال موعضه کردن برای مردمه دستگیر میکنه و برای محاکمه میاره پیش یوهوا

 و با زور شمشیر ازش اقرار میگیرند که به دستور ملکه و مأوریونگ این کاروها رو کرده

 

یوهوا هم که با این چهره آرومش برای خودش مارمولکیه در یه اقدام جسورانه ملکه و مأوریونگ رو احضار میکنه و بهشون میگه این دفعه رو میبخشمتون ولی تکرار شه به گوموا میگم که با کارهای قبلیت در مورد ساچالدو بیاد روی هم. این کارها در حین جنگ خیانت محسوب میشه حواستون باشه

 

سوسونو با کاروانش راه میوفته که در بین راه افراد سون یانگ جویای احوالشون میشند که درگیری پیش میاد و با وجود آرتیس بازی سوسونو ، سایونگ زخمی میشه ولی سوسونو مثل مرد فراریش میشده و با اوته گیر میوفتن

و دست بسته میبرندشون ارودگاه و سونگ یانگ بهش میگه یه بابای ازت در بیارم که بی بابا شی و یکیو میفرسته به هیون تا به یانگ جو خبر بده بویو بی تدارکات شد

 

سایونگ هم خودشو به یون تابال میرسونه و میگه سونگ یانگ سر راه کاروان و دارو ندامون رو خفت کرد

برای سایونگ حکیم خبر میکنند و رییس یانگ نامه سونگ یونگ رو میده یون تابال که ازش خواسته از ریاست جولبون بکشه کنار و خودشو قبیلشو تسلیم بیریو کنه

توی قصر همه منتظر فرمان گوموا برای حمله اند که یون تابال میاد اونجا و جریانو میگه و همه از فرصت استفاه میکنند و میخوان تا زمینه جور شده گوموا رو منصرف کنند

 

یون تابال خبر گیر افتادن سوسونو رو به تسو میده و میگه احتمالاً یانگ جو پشت ماجراست

کمیسیون ورشکستگان جلسه میگیرند و یونگ پو و وزیر بالگوئه میگند باید فکرهامون رو روی هم بریزیم از فرصت استفاده کنیم تسو که سر سوسونو غیرتی شده میگه من باید نجاتش بدم البته برای اینکه سه نشه میگه به خاطر تدارکات و بویو این کارو میکنم

 

وزیر بو هم تنهایی داره رو مخ گوموا کار میکنه تا متقاعدش کنه ولی گوموا کوتاه نمیاد و میگه منتظر جومونگ میمونیم اون برامون تدارکات میاره .من داره بهت میگه

ماری و بقیه تدارکات رو به سربازهای بویو میدن که فرمانده اونها میگه خدا بهتون خیر بده و چنان از خوشحالی گوموا از این تداراکات میگه که ماری شک میکنه و میفهمه که سوسونو و کاورانش گیر افتادن

جومونگ و بقیه در حال برگشتن به بویو هستن که سربازهای هان توی راه براشون کمین گرفتن و بهشون حمله میکنند و زره پوشها هم از پشت میان سراغشون که جومونگ و اینها تا چشمون به زره پوشها میوفته شجاعتشون میپره و سریع صحنه رو خالی میکنن

در ادامه به دره میخورن و مجبور میشند همون جا سنگر بگیرن و منتظر اما و اگر بشن

تسو هم یه عده رو با ناور میفرسته تا سوسونو رو نجات بدن

ولی سر راه ملکه وزیر بالگوئه میفرسته تا جلوشون رو بگیره و بهش میگه سربازها رو ببر و عملیات رو نمادین کن لازم نیست سوسونو رو نجات بدی من خودم درستش میکنم

رییس پیل هم بدتر روی اعصاب سوسونو رژه میره و میگه اگه اون فسیل زشت رو کشته بودی اینطور کارمون به اما و اگر نمیکشید که سوسونو میگه همه اش تقصیر منه که با این کارهام هم برای جومونگ هم برای گیرو دردسر درست کردم

خبر موفقیت جومونگ به گوموا میرسه و اونهم میگه برای حمله آماده شین تسو هم که میبینه با این احوالات ممکنه گند کارش در بیاد که بدون اجازه نیرو فرستاده میگه باید اول سوسونو و تدارکات پس بگیریم تا تلاشمهامون بیهوده نشه که گوموا قبول میکنه

سربازهای هان با پشتیبانی زره پوشها به جومونگ و دار ودسته اش حمله میکنند که افرادش در برابر زره پوشها کم میارن و کشته میشن .نکته جالب اینه که فقط شمشیر جومونگه که ضد زره است

ماری و بقیه هم به داد جومونگ میرسند که اونهم در یه حرکت نمایشی سواره نظام رو فراری میده

و خبر روحیه بخش اسیر شدن سوسونو رو بهش میدن

یون تابال هم بلند میکنه میره گیرو به یومی یول میگه میخوام لشکرو ببرم و سوسونو رو نجات بدم که یومی یول میگه باید از در مذاکره بریم جلو تا سوسونو رو نجات بدی یون تابال میگه من حرفی ندارم اگه اونو آزاد کنه یومی یول میگه من میرم باهاش حرف میزنم چون اگه تو بری ممکنه بکشدت

جومونگ و دار دسته اش بدجور توی محاصر گیر کردن و دو روزه هیچی نخوردن که جومونگ هم میزنه به سیم  آخرو و میگه به اردوگاه سونگ یانگ حمله میکنیم که هم محاصرو بشکنیم و هم سوسونو رو نجات بدیم

 

سونگ یانگ هم به سوسونو میگه پس این بابات نمیخواد بیاد نجاتت بده خسته شدیم سوسونو میگه نترس همین روزهاست که با ارتشمون بیاد میخوای بکشیم بکش خیالی نیست سونگ یانگ میگه اگه تا شب وامد که اومد ، نیومد دیگه لازم نیست بیاد

جومونگ و نفراش شب در یه اقدام شجاعانه به یکی از ارودگاههای زره پوشها حمله میکنه .آهنگ سکانس موفقیت گذاشته میشه ولی افراد جومونگ دوباره در برابر زره پوشها کم میارن و آمار تلافاتشون میره بالا

جومونگ هم حسابی در مونده میشه

  فایل ورد مربوطه

 

قسمت سی و دوم : استراتژی نوین حمله غافلگیر کننده 

۴ پاسخ به “قسمت سی و یکم جومونگ”

  1. فوق العاده

  2. خیلی مرسی

  3. سلام ممنون

    بهترین برنامه برای ضبط برنامه های سایت

    http://www.iribsima.com

    Real Player 11 GOLD

    است این برنامه را نصب کنید و به طوریکه تمام فایلهایتان

    با این برنامه باز شود هر چند به طور خودکار نیز تمام آیکن ها

    به شکل آیکن این برنامه میشود

    برای ضبط برنامه ها هم دکمه record را میزنید و محل ذخیره

    هم مشخص میکنید در ضمن اگر سریالها را ندیدید چرا آنها

    را از اینترنت دانلود نمیکنید

  4. سلام

    به سایت http://pmw.ir/ (برای کلاه قرمزی)

    بروید و دانلود کنید و برنامه هر چی شما بگین هم نمیدونم

    (کارتون درخواستی ) منظورتون است ؟

نوشتن پاسخ